امروز عصر مدیریت محترم انجمن عكاسان دفاع مقدس تلفنی اعلام آمادگی این انجمن و اعضایش را برای همكاری در تدوین پیش نویس قوانین عكاسی اعلام كرد. با سپاس از این دوستان، از دیگر انجمنهای عكاسی و اعضای مستقل عكاسان مطبوعات و دیگر علاقه مندان آشنا به مسائل حقوقی، انتظار میرود كه در این مورد اعلام آمادگی كنند تا با همفكری و برنامه ریزی و خرد جمعی گام بعدی را برداریم.
امروز عصر (یك شنبه) در پی جلسهای كه من و مسعود زنده روح كرمانی، دبیر اجرایی، با مدیریت محترم موزه هنرهای معاصر داشتیم قرار شد آخرین مهلت تحویل عكسها به دبیرخانه دوسالانه عكس ایران 20 آبان باشد و نمایشگاه هم در دی ماه 1387 برگزار شود. شرایط شركت فرق نكرده و همانست كه قبلا هم اعلام شده بود. جزئیات و فراخوان از طریق رسانهها اعلام خواهد شد. فقط این چند خط را نوشتم كه علاقه مندان به شركت جا نمانند.
یادم میاید زنده یاد سیروس طاهباز در سال 1353 در پی یافتن تاریخ دقیق تولد نیمایوشیج به تقویم هجری خورشیدی بود. او تاریخ تولد این شاعر نامدار را به تاریخ هجری قمری میدانست اما در پی تبدیل آن به تاریخ هجری خورشیدی بود. در دائرهالمعارف فارسی، به سرپرستی دكتر مصاحب با فرمولهای پیچیده در مورد تبدیل تاریخ راههایی را نشان داده بود، و من یكی دو روز درگیر شدم تا طاهباز را كمك كنم. الان همه چیز آسان شده است و در چند ثانیه میتوان هر تاریخی را به تاریخ و تقویم میلادی، هجری و ... تبدیل كرد. به نظرم آمد برای دوستان پژوهشگر كه با این سایت آشنا نیستند، این لینك مفید باشد. البته اگر پیش از این دسترسی بدان نداشتند.
1. من یك سپاسگزاری بدهكار جناب نعما روشن هستم كه در كارگاه یك روزه لایت روم در فرهنگسرای نیاوران افتخار شاگردیشان را داشتم و خیلی از او آموختم.
2. به خاطر ارج نهادن به لطف دوستان تاكنون كمابیش تمامی اظهار نظرها را منتشر كردهام، اما اجازه بدهید از این پس مطالبی را كه به طور مستقیم به بحث مربوط میشود، چه موافق و چه مخالف، و دارای نام و نام خانوادگی نویسنده است (و طبعا هر نویسنده مسئول نظرات خویشتن است) منتشر كنم. منصفانه است كه همگی برای هم شناخته شده باشیم و مستند بودن صراحتهایمان را با نامهای مستعار كماعتبار نكنیم. طرح دلتنگیهایمان را نیز به فرصتهای دیگر واگذاریم و گرهگشای بحثها باشیم. پیشاپیش از همگی سپاسگزارم.

سال گذشته جیمز ناكتوی (كه در ایران به غلط نام او را نچوی مینویسیم) به خاطر 25 سال عكاسی از جنگ و ناآرامیهای سیاسی در جهان موفق به دریافت جایزه تد Technology, Entertainment, Design شد. او به همراه بیل كلینتون، رئیس جمهور پیشین امریكا و ای او ویلسون زیست شناس دانشگاه هاروارد جایزه یك صد هزار دلاری دریافت كرد. عكسهای او در مورد شیوع گسترده بیماری سل در جهان، امشب در 50 شهر جهان و همچنین از طریق اینترنت به نمایش در میآید. ناكتوی یك سال روی این پروژه كار كرده است.اطلاعات بیشتر را از اینجا و این یكی بگیرید.
1. گرفتن عكس افراد سرشناس یا عادی در اماكن عمومی مانند خیابان یا پارك، منع قانونی ندارد چه آنها موضوع اصلی عكس شما و چه در پسزمینه تصویر باشند.
2. اگر حادثهای در مكانهای عمومی اتفاق بیفتد میتوانید هر چه دلتان میخواهد عكس بگیرید به شرطی كه كار پلیس یا رفت و آمد اتومبیلها را مختل نكنید.
3. از مجروح یا مصدوم، در اماكن عمومی میتوان عكس گرفت اما از لحظهای كه به داخل آمبولانس منتقل شد فقط با كسب اجازه میشود عكس گرفت.
4. در داخل بیمارستان فقط با كسب اجازه میشود عكس گرفت.
5. بدون ورود به خانه افراد و از خیابان میتوانید از فردی كه در هشتی، حیاط یا حتی اتاق خانهاش حضور دارد عكاسی كنید. نیازی به كسب اجازه از او ندارید. از نظر مقامات قضایی از فردی كه در برابر «دید همگان» است، یعنی مثلاً دارد چمن خانهاش را كوتاه میكند، یا در ایوان خانهاش نشسته یا حتی در پشت پنجره خانهاش ایستاده و افراد بیرون از آن ساختمان میتوانند او را بهراحتی ببینند، میتوان عكس گرفت.
اما بهتر است عكاس در چنین مواردی نكاتی را رعایت كند. عكاس میتواند بدون استفاده از عدسی تله، و حداكثر با عدسی نرمال و مطابق آنچه كه چشم عادی میبیند، و بدون رفتن روی بلندی، مثلاً بالای درخت یا دیوار، عكس بگیرد. به هر حال قصد آن است كه عكاس بیش از آنچه كه چشمان یك رهگذر متعارف میبیند، چیزی ثبت نكند.
چند وقت پیش، جوانی كه نمیشناختمش، تلفن كرد و با نگرانی گفت، الان داشتم از ترافیك خیابان عكس میگرفتم كه دوربینم را گرفتند و ضبط كردند. حالا چه كنم. گفتم دوستانه صحبت كن و دوربینت را پس بگیر، زیرا نه قانونی داریم كه به كسی این حق را بدهد كه عكسبرداری از ترافیك ممنوع است و نه قانونی داریم كه انجام این كار را تایید كرده باشد تا تو بتوانی به استناد آن حرفت را به كرسی بنشانی. البته نفهمیدم آخر قصه چه شد. اما یك نكته در این ماجرا خود را به رخ میكشد و آن نداشتن قانونی است كه حریمها را مشخص كند تا كسی خودسرانه مانع كار عكاسان نشود.
اما راه حل چیست؟
تدوین اصولی كه این چارچوبها را مشخص كند تا هركسی به حدود كار و حقوق خود آشنا باشد، هم عكاسان و هم مجریان قانون.
در حال حاضر راه این است كه انجمن صنفی عكاسان مطبوعات در این كار پیشقدم شود و طی جلساتی با شركت تعدادی از عكاسان و كارشناسان، با توجه به قوانین رایج در تمام دنیا و البته با نگاهی به مسائل جامعه خودمان چارچوبهایی را مشخص كند و آنها را به مسئولان ذیربط ارائه دهد. و در چند و چون و توضیح و توجیه این اصول به قول بعضیها وارد چانه زنی شود.
تا وقتی خود ما كه با این مشكلات رو به رو هستیم، اقدامی در جهت حل آن بر نیاییم مطمئن باشید هیچ نهادی در این مورد پا پیش نخواهد گذاشت. من این موضوع را با دوستان انجمن صنفی عكاسان مطبوعات و از جمله كاووس صادقلو و راهب هماوندی در میان گذاشتهام و منتظرم در مورد تشكیل چنین جلسههایی هماهنگی صورت گیرد.
در این زمینه كتابی به نام احكام عكاسی در دست است كه گرهی را نمیگشاید زیرا تاكنون مسئول یا مسئولانی پذیرش مسائل مطرح شده در آن كتاب را رسما اعلام نكردهاند و از سوی دیگر هركسی میتواند مسائل مطرح شده را به هر نوعی كه میخواهد تفسیر كند. از آن گذشته مسائل طرح شده در آن كتاب بسیار محدود و ناقص و گاه بیربط است. در این مورد همچنین پس از جست و جو در سایت آمازون كتابی تهیه كردهام به نام The Law for Photographers نوشته Leonard D. Duboff كه در آغاز میتواند راهنمای كار باشد. و سخن آخر این كه فعلا گله نمیكنم از دوستان دانشجو كه به جای پرداختن هزارباره به موضوعاتی نظیر لحظه قطعی برسون و یا سلف پرترههای سیندی شرمن و اخیرا شیرین نشاط میتوانند به موضوعاتی نظیر همین موضوع بپردازند كه نمیپردازند.

پاپاراتزو (كه جمع آن پاپاراتزی است) واژهای ایتالیایی و نام یكی از شخصیتهای فیلم زندگی شیرین (1959) ساخت فدریكو فلینی است. رابرت هندریكسون مینویسد فلینی این واژه را از یكی از لهجههای زبان ایتالیایی گرفته است كه در آن به پشه پر سر و صدا گفته میشود. الهامبخش فلینی برای گزینش این شخصیت، عكاس دورهگرد ایتالیایی تازیو سكیارولی (1925-1998) بود. این واژه بعدها وارد زبانهای دیگر هم شد. ما در زبان فارسی به غلط از جمع این واژه استفاده میكنیم.
دیشب ساعت 21 در اخبار سیما از گشایش دانشگاهها و آغاز سال تحصیلی جدید خبر میداد. شنیدم كه میگفت، دانشگاههایمان یك صد و پنجاه هزار مدرس كم دارند. (امیدوارم درست شنیده و درست نقل كرده باشم. آدم سنش كه بالا میرود نه گوشش درست میشنود و نه زبانش، ببخشید نه قلمش درست میچرخد. ) این جانب از آن جایی كه مایلم در راستای حل معضل كمبود استاد در دانشگاه گام استوار بردارم و از این راه دین خود را به علم و دانش و بشریت ادا كنم، این چند خط را قلمی میكنم تا شاید كسانی كه خبر ندارند با خبر شوند و برای تدریس در دانشگاه سر و دست شكنان اعلام آمادگی كنند. بدیهی است كه مبلغ قابل توجهی برابر با 923430 ریال برای 17 جلسه تدریس، (ساعت منظور نیست تاكید میكنم: جلسه) بعد از 6 ماه پیگیری از طرف مدرس پرداخت خواهد شد. در ضمن با توجه به شایعات در مورد حذف صفر از ارقام مالی یادآوری میشود كه از رقم مذكور در فوق صفری حذف نشده است. اگر باور نكردید، سند موجود و قابل تسلیم به شكاكان محترم میباشد. البته با این شرط كه نام دانشگاه را لاك گرفتهایم تا موجبات شرمساری فراهم نگردد.
دیرك هالستد عكاس و سردبیر نشریه اینترنتی Digital journalist میگوید، «اگر تغییر نظام عكاسی از فیلم به دیجیتال را به زلزلهای پنج ریشتری تشبیه كنیم، دگرگونیهایی كه در آینده نزدیك در عكاسی رخ خواهد داد باید زلزلهای ده ریشتری به شمار آورد.» هالستد پیشبینی میكند كه دوربین ویدیویی جای دوربین عكاسی را خواهد گرفت و یا دوربینهای عكاسی مجهز به ضبط صدا و تهیه تصاویر ویدیویی خواهند شد. معنای این گفتهها این نیست كه عكس جای خود را به تصویر متحرك خواهد سپرد. دوربینهای جدید و امكانات جدید، عكاس را قادر خواهد كرد كه پس از تهیه تصاویر ویدیویی كه همراه با صدا خواهد بود، عكسهایی را نیز از میان تصاویر ویدیویی انتخاب كند. روزنامه دالاس مورنینگ هم اكنون عكاسان خود را مجهز به دوربین ویدیویی كرده است و با ابزار جدیدی كه در اختیار دارد عكسهایی با كیفیت بالا را از تصاویر ویدیویی استخراج میكند. به گفته دیوید لیسون، «دوربین ویدیویی بیتردید جایگزین دوربین عكاسی خواهد شد و برای عكاس افقهای جدیدی را خواهد گشود.» بدین ترتیب عكس با نظام چندرسانهای سر و كار پیدا خواهد كرد. واقعیتهای نوین نقش فتوژورنالیست را تغییر خواهد داد. اما یادمان باشد كه تكنولوژی عوض میشود، رسانه تغییر میكند، اما نیاز به یافتن خبر و انتقال آن دگرگون نمیشود. نیاز به دید و چشم تیزبین عكاس همچنان برجا خواهد ماند.
صفحه 16 از 17